123
صفحه اصلي > چکیده ی نشست های مرکز > حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی 
شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦

جستجوی پیشرفته   جستجوی وب
حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی
 

حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی

سخنران: آقای دکتر میرطاهر موسوی

زمان: 6 دی ماه 1393

مساله ای که در این نشست مورد گفتگوی ماست به عنوان چالش پیش روی جامعه بشری، مساله اسکان نایافتگی یا کیفیت اسکان بشری است. بحث حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی یک چالش بشری هست که  هم در جهان توسعه یافته هم در جهان کمتر توسعه یافته جریان دارد.  فقط اشاره ای می کنم که حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی را در کنار اینکه پدیده ای جغرافیایی و شهری  و معماری می دانیم، به طور جدی یک پدیده اجتماعی هم تلقی می کنیم و وجه نظر گزارش امروز هم  این هست که ببینیم حاشیه نشینی چگونه در  روابط اجتماعی خودش را نشان می دهد و چطور می تواند به عنوان عامل ضد توسعه عمل کند. کما اینکه در ایران هم یکی از عوامل توسعه نایافتگی را می توانیم مساله حاشیه نشینی بدانیم، که طبیعتا بر اساس تغییرات ساختاری یا بروز مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و  اقلیمی حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی می تواند بوجود بیاید که این پدیده عام هست و در جوامع توسعه یافته و کمتر توسعه یافته شدت و ضعف دارد  یا  شکلش تفاوت دارد، ولی پدیده ای عام  و جهانی است  و بعد از انقلاب کشاورزی و شهرگستری بعنوان دومین انقلاب عظیم  انسانها تلقی میشود . بعضی ها با عاریت گرفتن از علم پزشکی عنوان "آپاندیس شهری" را هم برای حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی به کار می برند به لحاظ  تجمع آسیب ها که در حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی بوجود می آید و تجمع و انباشت میکروبها در وضعیت آپاندیس را به مساله اجتماعی و آپاندیس شهری تحلیل می کنند که می تواند نهایتا ماکرو سفالی و میکروسفالی  را هم در شهر و هم در روستا و هم نهایتا در سامانه جمعیتی بوجود بیاورد.

شما با مقداری نه چندان طولانی ملاحظه تاریخ جمعیت ایران طی کمتر از شصت سال و یا حدود  نیم قرن،ملاحظه می کنید که  به طور کلی وضعیت سامانه جمعیتی و آرایش جمعیت ایران دگرگون شده است، یعنی جمعیت 27 یا 28 درصد شهرنشین و 72-73 درصد روستا نشین طی پنجاه سال و اندی  نسبت کاملا معکوس پیداکرده است  و ما امروز با حداقل 70 درصد شهرنشینی متمرکز روبرو هستیم و سامانه جمعیتی کشور  نه در ایران که در جهان هم متحول شده است ، که این تحول جمعیتی و این شکل گیری حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی به نظر می آِید که رابطه دوسویه ای با آسیبهای اجتماعی هم دارد،  یعنی ما به همان میزان که در مناطقی حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی را گسترده می بینیم، به همان نسبت هم باید آسیبها و تنوع و انباشت و چندلایه شدن آسیب های اجتماعی را رصد بکنیم،  طبق تعریف آقای دکتر زاهدانی حاشیه  نشینان افرادی هستند که در محدوده اقتصادی شهر گرچه زندگی می کنند ولی جذب نظام اقتصادی اجتماعی نشده اند،  یا تعریف دیگری  که حاشیه نشینان خانواده های تهیدست و مهاجری هستند که در نوعی فرهنگ فقر زندگی می کنند و به طور کامل جذب شیوه زندگی شهری نشده اند.   سازمان ملل هم در قالب سکونت گاههای غیررسمی معیارهایی را ارائه می کند از قبیل ازدحام، فقر ،سازه های ساختمانی نامناسب، شرایط محیطی غیربهداشتی و خطرناک ، اقامت نامطمئن، محرومیت اجتماعی که در مساله حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی سازمان ملل بر آن تاکید می کند.

حاشیه نشینی خرده فرهنگی با مجموعه ای از ارزشها و هنجارهاست که در محله هایی با بهداشت کم، با انحرافات اجتماعی و ویژگیهای دیگر ازجمله  انزوای اجتماعی همراه هست. یعنی سازه های اجتماعی در اینجا مقداری  پررنگ تر بیان می شود که بحث هنجارها و بحث انزوای اجتماعی را مطرح می کند .  تعریف خوبی آقایان منصوریان و آیت الهی ارائه کرده اند: کسانی هستند که در سکونتگاههای غیرمتعارف همراه با ساکنین بافت اصلی شهر زندگی می کنند، گروههای مزبور بیشتر بر اثر نیروی دافعه خاستگاه اصلی خود چون فقر وبیکاری و کمتر تحت تاثیر عوامل جاذب شهری از زادگاه اصلی خویش روستا به شهر رانده شده  اند (که البته این تحلیل شاید یه مقدار قابل بحث باشد)  و به شهرها رو می آورند و از آنجاییکه اکثر این گروهها بی سواد بوده و مهارت لازم را جهت جذب در بازار کار شهری ندارند عامل پس ران شهری آنها را از شهر به حاشیه شهر سوق می دهد .

جناب آقای دکتر پیران روی این مساله تاکید داشتند که حاشیه نشینی بیشتر یک مفهوم جغرافیایی و معماری هست و نمی تواند مبین  روابط اصیل اجتماعی باشد ، لذا مفهوم اسکان غیررسمی و اسکان نایافتگی را بیشتر تاکید می کنند: که سه ویژگی هم برایش قائل می شوند : مصالح نامرغوب، بدون سند بودن، تصرفی بودن زمین. که  در اشکال مختلف تجلی پیدا می کند.  بحث اسکان غیررسمی همانطور که مشخص هست می تواند شامل حاشیه و متن باشد،  تفاوت بنیادی که اینجا وجود دارد این است که  ساکنین یا افرادی که مستقر در این نوع مسکن هستند می توانند هم در حاشیه هم در متن شهر باشند. پس همین جا مرز این تعاریف مشخص میشود، لذا الان بیشتر سعی میشود که حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی را مترادف و هم راه هم به کار ببرند که هردو رویکرد در آن به نحوی لحاظ شود، یعنی هم شامل متن و هم حاشیه باشد.

جنبه هایی از حاشیه نشینی  که به آن پرداخته خواهد شد،  یکی بحث حاشیه نشینی اجتماعی هست که شامل افرادی میشود که بصورت ارادی یا غیر ارادی خارج از نظم مستقر اجتماعی قرار می گیرند.  حاشیه نشینی سیاسی هم نوعی از حاشیه نشینی هست که گروهی از نخبگان به دلایلی از مشارکت و تاثیر گزاری در عرصه محروم باشند که در اصل بخشی از نخبگان می توانند تاثیر گزار باشند،  بخش دیگری به هر دلیلی تاثیر گزار نیستند و در حاشیه می مانند کما اینکه در جامعه امروز ایران ما هم قابل مشاهده هست . حاشیه نشینی اقتصادی  خیلی احتیاج به  جدل و گفتگو ندارد چرا که به طرق مختلف در جوامع قابل مشاهده هست ، در جامعه ما مشاغل پارازیتی و مشاغل کاذب بیداد می کنند ، مشاغلی که نهایتا سهمی در اقتصاد ملی  به خودشان اختصاص نمی دهند، یا این که شاهد هستیم که اقتصاد به صورت یک سویه در کلان شهرها و خصوصا کلان شهر تهران برقرار هست و گردش دارد و در سایر مناطق کشور شما با عوامل پس ران روبرو هستید و اقتصادآن مناطق گردش قابل توجهی ندارد . حاشیه نشینی فرهنگی هم که به هر حال در بحث هویت یا در بحث انواع بیگانگی هایی که امروز دوستان عزیز جامعه شناس و روانشناس بهتر از من می دانند قابل احصا هست در جامعه تجلی پیدا می کند و به نظر می رسد که به صورت متناظر این چهار نوع حاشیه نشینی با خودش چهار نوع آنومی را تولید و نهادینه می کند

اینکه  گفته می شود حاشیه نشینی چالش جهانی هست،  در اهداف هزاره سوم در سال دو هزار که در سازمان ملل با 189 رای که 189 کشور رای مثبت دادند، اهداف هزاره سوم تعیین و تصویب و عملیاتی شد و در بند 46 و 47 در بخش اهداف هزاره سوم،  موضوع شهرهای بدون محله های  فقیرنشین و بحث حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی با اجزای خودش مورد توجه قرار گرفته است . مرور مختصری می توان  داشت بر تعداد شهرهای با جمعیت بالای یک میلیون نفر که در سال 1950 حدود 75 شهر بوده و در سال 1999 در مرز هزاره سوم به 352 شهر رسیده این قضیه شهر گستری را به صورت کمی نشان می دهد و تعداد کلان شهرها در حال حاضر بالغ بر 550 شهر در جهان هست که از این 550 شهر حداقل 7 شهر سهم ایران هست که آرام آرام ما به سمت10 شهر از نظر تعداد کلان شهرها در حال حرکت هستیم. این هم نکته جالبی هست که حجم حاشیه نشینی در جهان بالغ بر 1400میلیون نفر است ولی سهم کشورهای در حال توسعه 1355میلیون نفر هست. گرچه در یک برآورد دیگری تعداد اسکان غیررسمی را بالغ بر 2 میلیارد نفر براورد می کنند ولی برای من این نکته اینجا قابل طرح هست که از 1400 میلیون حاشیه نشین و اسکان غیر رسمی (حتی اگر همین مقدار را هم بپذیریم )سهم کشورهای در حال توسعه 1355میلیون نفر هست و این نابرابری وحشتناک در توزیع مساله حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی فوق العاده می تواند نگران کننده باشد .

 شکل گرفتن  حاشیه نشینی در ایران  به طور جدی بعد از سالهای 1300 و با گسترش پدیده نفت در مناسبات اقتصادی آغاز شد ،. از سال 1335 به بعد آمار حاشیه نشینی در جامعه ایران تا حدی جدی تر و پررنگ تر شد و همانطور که می دانید اصلاحات ارضی یک نقطه عطفی هست که هنوز هم نیاز به تحلیل هست که چه آثار ویرانگر اجتماعی و چه آثار ویرانگر اقتصادی و حتی سیاسی را اجرای قانون اصلاحات ارضی برای کشور به ارمغان آورد. به عنوان یک روند کاذب توسعه ای اصلاحات ارضی یک  توسعه برون زا بود و به جای پاسخ به نیازهای درون  به بیرون پاسخ می داد و پاسخ به نیازهای مازاد تولید غرب را میداد تا شرایط اقتصادی و اجتماعی داخل ایران .

 ایران شانزدهمین کشور پرجمعیت جهان بوده و در دوره زمانی 1335 تا 1380 به میزان 3/6 برابر افزایش شهری داشته و در حالی که متوسط جهانی این افزایش 1/3 بوده بیش از دوبرابر متوسط جهانی ما رشد داشتیم . ما یک مساله خیلی مهمی که در ایران داشتیم این که در کنار حرکت زمانی، حرکت مکانی که ما در ایران داشتیم بسیار بسیار ویرانگر بوده به دلیل اینکه مهاجرت در ایران بصورت برنامه ریزی شده نبود و کاملا معطوف به اراده فردی بود،  معطوف به انفجار جمعیت در عرصه بود و آسیب های اجتماعی گسترده ای که دراین پخشایش غلط جمعیت در جغرافیا بوجود آمده را شاهد هستیم . آمار واقعی ما 17 میلیون حداکثر تا 21 میلیون نفر حاشیه نشین را نشان می دهد.   حرکت مکانی در ایران بسیار ویرانگر عمل کرده است . مهاجرت از روستا به شهرها ، از شهرها به شهرهای بزرگتر، واز روستا و شهرها به تهران، و از روستاها و شهرها به کمربند تهران: شهریار، ورامین، رباط کریم ،کرج ،دماوند ودهها شهرستان و شهرک درهمین کمربند بوجود آمده است..نکته دیگری  که در کشور نگران کننده می شود  اینکه در بسیاری از شهرهایی که اینجا مثال زدیم از قبیل:  کرج، تبریز، مشهد، سبزوار و خیلی از شهرهای دیگر، یک سوم از ساکنین در قالب اسکان غیررسمی هستند. اتفاق دیگری که در ایران می افتد و در بخش بعد هم اشاره خواهم کرد نزدیک شدن کمی و کیفی شهر و حاشیه هست. آرام آرام شهر و حاشیه در ایران به لحاظ کمی و کیفی شبیه هم می شوند و آن بخش کیفی باید مورد توجه ما علوم انسانی ها باشد که چه اتفاقی در حال وقوع هست  که شهرها نه تنها نتوانستند حاشیه ها را شبیه خودشان بکنند بلکه حاشیه ها دارند شهر را شبیه خودشان می کنند و به همین دلیل است  که در ایران سرمایه اجتماعی تشکیلش به طور فراگیر مختل هست وباید روی آن کار شود.

شکل گیری پدیده روستا شهر یا شهر روستا را در ایران فراوان داریم و این شیوه ای است که صورت مساله گم می شود . ما در دهه شصت یک مصوبه ای داشتیم،  قانونی داشتیم که مناطق با 5هزار سکنه می توانند تبدیل به  شهر بشوند،  لذا ده ها بلکه چند صد شهر در قالب این مصوبه تاسیس  شد که آمارش را ارائه خواهم کرد و حاشیه نشینی پنهان شد.پس  با یک مصوبه حاشیه نشین ها به شهر نشین  تبدیل شدند ، ولی مناسبات روابط اقتصادی -اجتماعی به همان شکل گذشته است و نتیجه حاصل این شد که تعداد زیادی شهر در حاشیه ها ایجاد شد

بخشی از علل شکل گیری حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی در ایران را میتوان به این شکل دسته بندی کرد، این یک مدل پیشنهادی هست:

 شرایط اقلیمی و جغرافیایی و مشکل تاریخی مالکیت در ایران: مساله مالکیت به نحو موثری در مساله حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی و پمپاژ جمعیت از منطقه ای به منطقه دیگر تاثیرگزار هست .

حوادث و بلایای طبیعی در ایران به شدت تاثیر گزار در حاشیه نشینی هست .

نابرابری در توزیع منابع و میل به تمرکز و خاص گرایی در ایران به شدت حاشیه نشینی را تقویت کرده است . خاص گرایی مشکل همیشگی و تاریخی ایران  از 2000سال قبل بوده و هنوز هم اشکال خودش را دارد.

 فقدان آمایش منطقی سرزمین با نگاه چندوجهی

اختلال در خودکفایی و خودبسندگی روستاها و  مناطق  گوشه

میل شدید حوزه سیاسی به تمرکز منابع و قدرت در مرکز

 خاص گرایی سیاسی و قومی و واگرایی هایی که عامل دفع و پمپاژ جمعیت به شهرها عمل می کنند : خاص گرایی و واگرایی و  دعواهای قومی سیاسی منطقه ای در طول تاریخ باعث جابجایی جمعیت شده است

توزیع ناعادلانه منابع ناشی از فروش نفت و بخش خدمات در حوزه مرکز و کلان شهرها : به نظر می آید نظریه استبداد شرقی ویتفوگل که گرانیگاهی به نام منبع آب را عامل استبداد می داند آرام آرام این گرانیگاه به نفت منتقل شده که گرانیگاه نفت می تواند در ایران دوام استبداد و تمرکز گرایی و تاخیر دمکراسی را تبیین کند.

  شکل گیری توسعه برون زا از دهه 40 که عمدتا پاسخ به نیازهای بیرون از جامعه ایران و گسترش دم افزون وابستگی و حل بخشی از بحران مازاد تولید غرب هست :اتفاقی که بعد از اصلاحات ارضی در ایران می افتد  و سایر عامل دافعه روستاها و ایلات و عشایر حاشیه نشینی را مرتب پررنگ کرده و و سیل آسا مهاجرت جمعیت را موجب شده است . دهه 40 با اصلاحات ارضی و پیامدهای منطقه ای ملی هنوز هم در ایران مشکل را پمپاژ میکند.

 سرازیر شدن درآمدهای نفتی در دهه 50 و شکل گیری اقتصاد رانتی و صنعت مونتاژ و شکل گیری منطقه صنعتی وسیع در تهران

جنگ تحمیلی در ایران بر مساله حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی اثر گذار بوده ، چون جمعیتی میلیونی ناچار شدند مهاجرت بکنند و پس از جنگ بخش قابل توجهی از اینها باز نگشتند. و بخش های زیادی از اینها در حاشیه ها بصورت اسکان غیررسمی زندگی شان را ادامه دادند که به جزییات در اینجا پرداخته نمی شود.

بخشی از پیامدهای حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی را خلاصه عرض می کنم :

مسکن غیراستاندارد و خطرآفرین تولید می شود .

اختلال جدی در برنامه ریزی و مدیریت شهری .

تهدید محیط زیست در فضا و در عرصه و کالبد و عقب ماندن از مسیر توسعه پایدار.

پیامدهای روانی اجتماعی مانند عدم مشارکت فراگیر ، بی اعتمادی، بی هویتی، بیگانگی، ناسازگاری و افزایش جرم و بزهکاری و وندالیسم بالقوه و بالفعل.

سیل مهاجرت اختلال زا، بی نظمی در پخشایش جمعیت در عرصه و تراکم غیرمنطقی در شهرهای مهم که همین ماکروسفالی و میکرو سفالی است.

 تخلیه روستاها و فربه شدن شهرها یعنی یک انباشت غیرمنطقی و یک تخلیه غیرمنطقی . شکل گیری آپاندیس شهری .

تضعیف سرمایه اجتماعی سنتی درون گروهی

ناسازگاری فرهنگی بین حاشیه و متن بعنوان مقدمه شکل گیری و گسترش و چندلایه شدن آسیب ها و تهدید سلامت اجتماعی

از جمله پیامدهای دیگر تاثیر منفی چشمگیر در اقتصاد ملی و تولید به دلیل  وابستگی به بخش خدمات غیر موثر و اشتغال در حاشیه اقتصاد رانتی : چون عمده حاشیه نشینان در مشاغل خدماتی و کاذب و پارازیتی مشغول هستند.

 پوشش ناقص و ناکار آمد بهداشتی رفاهی درمانی و پایین بودن سطح تحصیلات.  

پیامد بعدی بوجود آمدن جنبش هایی در جامعه ایران است که البته ما معتقدیم که حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی به تنهایی این جنبش هایی را  بوجود نیاورده بلکه در قوام و تقویت این جنبش ها  تاثیر گزار بوده است.از جمله این جنبش ها یکی  جنبش سبک زندگی است که در جوانان قابل بحث است،دیگری جنبش هویت ، جنبش زنان،   جنبش جوانان ، جنبش تهیدستان و کوخ نشینان هست .

نکته مهم "کارکرد قصد نشده" حاشیه نشینی هست. بعضی از اندیشمندان معتقدند که حاشیه نشینی عامل جلوگیری از شورش های شهری و تهاجمات ویرانگر تهیدستان عمل کرده چون نیاز به مسکن به عنوان یک نیاز ضروری هست برای میلیونها انسان چیزی نیست که از آن به سادگی بتوان گذشت . مسکن غیررسمی و حاشیه نشینی کمک کرده که انسانها  این مساله را با یک حداقلی حل بکنند و در صورت نبود این شرایط  شما می توانستید شورشهای شهری را در جامعه داشته باشید.گرچه بعضی می گویند خود این حاشیه نشینان شورش های شهری را بوجود آورده اند ولی این دو  ناقض یکدیگر نیستند.

بخشی از راهکارها:

 در بحث حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی ما واقعا نیاز به یک عزم ملی داریم نه احتیاج به یک سازمان خاص:

بازنگری در طرح های جامع و تفصیلی شهری ذیل برنامه آمایش سرزمین که هنوز آن را به صورت جدی نداریم و تعریف و تعیین مزیت ها بصورت عینی و عملی نه ذهنی و انتزاعی و گزینشی و بازنگری نظام توزیع منابع  در سطح ملی و منطقه ای.

توزیع موزون قدرت و معنی دار کردن نظام شورایی در عرصه عمومی و نه عرصه سیاسی.

 تعیین مزیت های نسبی مناطق و پافشاری بر اصل خودکفایی و خود بسندگی بعنوان پیش شرط اصلی در تشکیل و بقای استانها به جای اتصال به منابع نفتی .

 وفاق ملی و به رسمیت شناسی واقعی اقوام و خرده فرهنگها و تبلیغ آن و پایدار کردن نمادها و حفظ موقعیت تاریخی و فرهنگی شان و شکل دهی سرمایه اجتماعی فراگیر و پایدار.

 رونق اجتماعی را ما نیاز داریم از طریق نهاد سازی، تاسیس انواع سازمانهای مشارکتی ،مدنی و شبکه های اجتماعی.

 توسعه آموزش به منظور تحقق واقعی شهروندی آگاهانه و مسولیت پذیر در شهر و حاشیه ها،

رونق اقتصادی یعنی اشتغال زایی موثر و کاهش بیکاری آشکار و پنهان و مزمن

ترویج و نهادینه نمودن عناصر مورد پذیرش عمومی و تحقق سازگاری اجتماعی و وحدت ملی و پرهیز از خاصگرایی در همه عرصه ها

بهسازی حاشیه ها و ایمن سازی ساختمانهای مراکز اسکان غیررسمی مطابق برنامه ملی آمایش ،

تحقق فدرالیسم اقتصادی در میان مدت عامل تعادل جمعیتی و حداقل عدم افزایش مناطق حاشیه ای می شود

 اتخاذ تدابیری جهت جلوگیری از فرسایش سرمایه اجتماعی موجود ، ما  افزایش سرمایه اجتماعی را باید در اولویت دوم بگذاریم و اولویت اول ما باید جلوگیری از فرسایش وضع موجود باشد و  تلاش برای افزایش آن و شکل دهی به سطوح سرمایه اجتماعی درون گروهی، بین گروهی و فراگروهی.

طراحی سازوکار تسهیل گرانه بابت ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا در مسکن مناسب خانواده ها در مبدا و مقصد مثل مسکن اجتماعی

واکاوی دقیق آسیبها در شهر ها و حاشیه ها و تشکیل بانک آسیب ها که واقعا یک موضوع بسیار ضروری برای کشور  هست .

چاره اندیشی علمی و بدون سوگیری


آخرین اخبار
برگزاری نشست علمی
نشست علمی معرفی سامانه پیشگیری و درمانی اعتیاد
 ٠٨:١٩ - 1395/07/24 - نظرات : ٠متن کامل >>
درخواست برای پروپوزال
درخواست برای پروپوزال سال 1395
 ١٢:٣٣ - 1395/04/20 - نظرات : ٠متن کامل >>
دعوت برای نشست علمی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 996
 بازدید امروز : 149
 کل بازدید : 195419
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
دانشگاه علوم بهزیستی...تماس با دانشگاهگروه های آموزشیمراکز پژوهشیمراکز درمانینقشه سایت دانشگاه

Copyright © 2009 U.S.W.R - All rights reserved .University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences